خرید النگو
عشق مامان و بابا
![]()
روز شنبه بیست و سوم شهریور با بابایی رفتیم پاساژ ملت
تا برای دختر گلمون النگو بخریم.![]()
از پارسال که تولد برات گرفتم
بعضی ها بهت پول کادو دادن
و من از همون روز به فکر بودم و پولاتو برات نگه داشتم
و هر موقع یه پولی دستم میومد میذاشتم روی پولای شما.
با کل عیدی های نوروز خودم و خودت
و پولی که باباجون به مناسبت روز دختر به من داده بود پول شما شده بود ششصد و پنجاه تومن.![]()
تو پاساژ با بابایی مونده بودیم
چی بخریم چون پولمون کم بود و منم اصرار داشتم یه النگو محکم بگیریم که زود خراب نشده.![]()
خلاصه یه النگو انتخاب کردیم یک میلیون و چهل قیمتش بود.
بابایی هم نمیتونست پول روی پولت بزاره.
مجبور شدیم یه گوشواره کوچولو که تو یک ماهگید بابایی برات خریده بود رو بفروشیم.![]()
اونم فروختیم صد و شانزده هزار تومن.
بنده خدا هم چهل تومن بهمون تخفیف داد .
بازم دویست و خرده ای کم بود.![]()
وقتی تابستون اردکان بودیم من یه کم خیاطی کرده بودم و بقیه کمبود پولشو تونستم بدم.
و یه النگوی خوشگل برای دختر قشنگمون خریدیم..gif)
.gif)
عزیز دلم انشاالله بابایی پولدار میشه و صدبهتر از این رو برات میخره..gif)
چند تا عکس از النگو و یکی دوروز بعدش برات میذارم تا ببینی و لذت ببری..
مبارکت باشه عزیز دلم.... عاشقتم...![]()

جییییییییییییگر طلا ![]()

فدای خنده هات... دورت بگردم مامانی![]()

قند عسلم داره سلام میکنه.... سلاااااااااااااام![]()

در این ماشینو باز کنی ی ی ی ی ی ی دددد![]()

هر چی لباس دارین بدین من بشورم!!!!!![]()

قربون دختر مهندسم برم... ناز اون ژستت بشم من![]()

ای بابا هر جا میرم ازم عکس میندازن. تو رخت خواب دیگه منو ول کنین
.jpg)

.gif)



خرید النگو
